
علیرضا حائری
کارشناس فروش سازمانی , توسعه کسب و کار
از بچگی که بابام منو با خودش به بازار، پروژههای ساختمانی و جلسات کاری میبرد، عاشق دنیای کسبوکار بودم. با اینکه دوست داشت معمار بشم، مسیرم به بازاریابی رسید. تو دانشگاه اصفهان بیشتر از اینکه فقط درس بخونم، دنبال این بودم که بفهمم بازار چطور کار میکنه و چرا بعضی کسبوکارها رشد میکنن و بعضی نه.
بعد از دانشگاه وارد پروژههای مشاوره مدیریت، تحقیقات بازار و تدوین مارکتینگ پلن شدم. شکست هم کم نداشتم؛ بزرگترینش زمانی بود که برای توسعه صادرات یک شرکت برنامهریزی کرده بودیم، اما کرونا همه چیز رو به هم ریخت. همون تجربه باعث شد نگاهم به کسبوکار واقعیتر بشه.
بعدش تو صنعت فرش اولین موفقیت جدی بازاریابی دیجیتال رو تجربه کردم و بعدها تو صنعت نفت و گاز، با مذاکره با صدها واحد صنعتی و پروژههای صادراتی، تجربهای به دست آوردم که هیچ دانشگاهی یادم نمیداد.
سال ۱۴۰۵، همزمان با شروع جنگ، به یکتانت پیوستم. هدفم این بود که به کسبوکارها کمک کنم مسیر ورود به بازار و توسعه بازارشون رو بهتر طی کنن. حس میکنم از این مسیر میتونم سهم کوچیکی تو توسعه اقتصاد دیجیتال داشته باشم. خوششانس هم بودم که کنار تیمی کار میکنم که مهمترین دغدغهش موفقیت مشتریه.
من همیشه به یه چیز اعتقاد داشتم؛ کسبوکار باید ساختار داشته باشه، ولی نه ساختاری که خلاقیت رو از بین ببره. هنوز هم بیشتر وقت آزادم صرف کتاب خوندن، یاد گرفتن و کشف ایدههای جدیده.
اگر فکر میکنی میتونیم تجربهای با هم به اشتراک بذاریم یا از هم چیزی یاد بگیریم، خوشحال میشم با هم در ارتباط باشیم.